تبليغاتX
به هیچ عنوان - نشتی‌های قلم(5)

به هیچ عنوان

در محوطه‌ی دانشکده‌ی ادبیات پسر و دختری را در حالی که دهانهایشان بیش از حد مجاز به هم نزدیک بود دستگیر کردند...
- داشتید چه کار می‌کردید؟
- داشتیم بازی‌های زبانی می‌کردیم!
***

اگر زن برای مهرورزی(!) آمادگی روحی نداشته باشد دلیلش این است که خیلی حساس و لطیف است اما اگر مرد آمادگی روحی نداشته باشد حتما شلوارش دو تا شده!
***

مغز زنها می‌تواند به‌طور همزمان روی 2چیز تمرکز کند، اما مردها زن دوم می‌گیرند!
***

آنقدر دنبال موش کردم که آن روی سگش بالا آمد.(گربه!)
***

- امروز چند تا سیگار کشیدی؟
- 3تا
- مگه به من قول نداده بودی که روزی 2تا بکشی؟ تو خیلی بی احساس و بی‌وفایی...
اگر می‌گفتم سیگار سوم را برای اینکه حواسم از دختر خوشگلی که منتظر تاکسی بود پرت شود کشیدم حتما نظرش فرق می‌کرد. البته فقط راجع به سیگار!
***

وقتی جلوی چشم من اینطور قربون صدقه‌ی یه دختر بچه سه چهار ساله می‌ری معلوم نیست وقتی من همراهت نباشم برای یه دختر جوون چی‌کار می‌کنی!
***

اوایل برای اینکه حرف زده باشند از هم می‌پرسند "چه خبر؟" ولی بعدها برای اینکه حرفی نزنند...!
***

گفت: گاهی از بس آشفته‌ام، کام اول را که می‌‌گیرم می‌بینم سیگار را از فیلتر آتش زده‌ام. گفتم: خوش به حالت، من وقتی لبم داغ می‌شود تازه می‌فهمم چه اتفاقی افتاده...!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 20:19  توسط مهدی استاداحمد  |