دوباره یک دهه سودای سیمرغ
دوباره زنده شد رویای سیمرغ
دوباره زنده شد رویای سیمرغ
به صحرا بنگرم صحرای سیمرغ
به دریا بنگرم دریای سیمرغ
تو گویی در خیابانها سونامی
و یا توفان کاترینای سیمرغ
دوباره ازدحام ِ پشت گیشه
خروسی یک تنه همپای سی مرغ!
دوباره قحطی برنامه ریزی
در آمد باز هم بابای سیمرغ!
ولی با اینکه می بینی در آمد
پدر از تک تکِ سی تای سیمرغ
«اگر در دیده ی مجنون نشینی»
نمیبینی به جز لیلای سیمرغ!
تمام مشکلات اینچنینی
شده دایورت بر آنجای سیمرغ!
ولی گویا به اینجایش رسیده
دگر از مشکلات آقای سیمرغ
***
نکن حیرت اگر در صدر اخبار
خبر آمد از استعفای سیمرغ...!
+ نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 1:9  توسط مهدی استاداحمد
|

