تبليغاتX
به هیچ عنوان - میان شعر من با آنچه شد چاپ تفاوت از کجا تا 40چراغ است!‍

به هیچ عنوان

در 40چراغ شماره 329 شعری از من منتشر شده، البته شعر من با شعری که در 40چراغ چاپ شده چه از لحاظ چینش بیتها چه از لحاظ کلمات داخل بیتها(که حتی گاهی در وزن اثر کرده!) و چه از لحاظ تعداد بیتها کمی فرق می‌کند!

و اما شعر من:
مژده ای دل که یار می‌آید
بــِگُذاری قرار می‌آید

در زمستان هوا کمی سرد است
احتمالا بهار می‌آید

یا به همراه یک هواپیما
یا که با یک قطار می‌آید

شده همراه وانت میوه
شده همراه بار می‌آید

برگ سبزی اگر که رو بکنی
با تو فورا کنارمی‌آید

یک نفر با ریال یا دینار
دیگری با دلار می‌آید

تو فقط پاچه را فراهم کن
خود به خود پاچه‌خوار می‌آید

می‌شود آنقدر خودش پایه
که به آدم فشار می‌آید!

باغبانی‌است در محله‌ی ما
تا بگویی بکارمی‌آید!

روز جمعه اگر کنار زمین
بگذاری نوار می‌آید

مثل پروین و نازی و فخری
می‌دهد افتخار می‌آید

غصه‌ی یار را نخور دیگر
بکشی انتظار می‌آید

خاتمی هم اگر نیاید، جاش
خانم ابتکار می‌آید!

می‌رود ساز بادی و جایش
دف و سنتور و تار می‌آید

وعده‌های قشنگ از بالا
مثل یک آبشار می‌آید

این چه شهری‌است، پشت اندر پشت
مرد بی اعتبار  می‌آید

فقط از لوله‌ی اتوشویی
صبح تا شب بخار می‌آید

هی بلاهای صادراتی از
کشور همجوار می‌آید

چند وقت است بوی ناجوری
دارد از این دیار می‌آید

معضلاتش اگرچه خیلی تلخ
به نظر خنده‌دار می‌آید

روده‌بُر می‌شویم از خنده
تا صدای شعار می‌آید

در سخنرانی ِ فلانی هی
جملات قصار می‌آید

خنده وقتی که بگذرد از حد
گریه بی‌اختیار می‌آید

توی اوضاع فعلی کشور
طنز خیلی به‌کار می‌آید

می‌شود گفت مشکل از خود ماست
هرچه بر روزگار می‌آید

پدر و مادری که آن‌طورند
بچه این‌طور بار می‌آید

پت و مت می رود به دانشگاه
پرفسور بالتازار می‌آید!

می‌رود با دوچرخه‌اش سرِکار
ماکـــسیماسوار می‌آید

پشت هم در مناصبِ عالی
چهره‌ی ماندگار می‌آید

بر زبانم همانکه می‌گویند
اسم آن را نیار می‌آید...

شعرمان را اگر عوض نکنیم
تهمتِ بی‌شمار می‌آید

می‌توان گفت: تا بخاری هست
چه کسی توی غار می‌آید؟!

چون که دختر رسد به سن بلوغ
خانه‌اش خواستگار می‌‌آید

نصفه‌شب سرد بود فهمیدیم
سوز از یک شیار می‌آید

فیل از فایل ریشه می‌گیرد
موز از مازیار می‌آید(!)

چه قشنگ است شعر این‌شکلی
نوبتِ انتشار می‌آید

پس بگو از بهار و عشق و امید
مژده ای دل که یار می‌آید...
-----------------------------------

و حالا شعر چاپ شده در 40چراغ:

این نکته بدیهی است که محدودیتهای مطبوعاتی دوستان قابل درک است و این مسئله‌ای دوستانه با 40چراغی‌ها بود که صرفا به دلیل بامزگی برای ثبت در تاریخ جهان درج شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 0:10  توسط مهدی استاداحمد