تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

 

وقتی برای جلوگیری از ابتلا به آنفولانزا دست نمی‌دهید، برای جلوگیری از ایدز پا ندهید!
***

آیا بی ‌آرتی یعنی بی هنری؟!
***

نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است که این روزها همه به دنبال درمان «کین‌درد مشترک» هستند!
***

برای آنکه ثابت کنند از جامعه جلوتر هستند در خرداد حکم تیر صادر کردند!
***

با توجه به اتفاقات اخیر، به‌جای «اند مرام» بگوییم «پایان رافت»!
***

ژن بعضی‌ها کشف شد: هالو ژن!
***

وقتی زیاده‌روی می‌کنم پیاده‌روی می‌کنم!
***

برای آنکه کسی را از قلم نیاندازد گفت: «ذکر و انثی»، سپس نگاهی به جمع کرد و ادامه داد: «و خنثی»!
***

با سرعت از مدرس خارج شده بود و خورده بود به جدول صدر. گفتم خدا را شکر کن که نخوردی به صدر جدول!
***

اصول شهرداری تهران: توحید، میلاد، رسالت!
***

آیا دلیل ازدواج نکردن فردوسی پور اطلاعش از سرنوشت زنان خیابانی است؟!
***

تا دیروز از خط قرمز می‌ترسیدیم، امروز از خط سبز!
***

آیا آنچه در کهریزک اتفاق افتاد سیاست چماق و هویج بود؟!
***

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 0:45  توسط مهدی استاداحمد  | 

 

سرقت‌هاي پسر دخترنما در خيابان‌هاي كرج.(ایلنا)
 
ملیح و نازنین و ناقلا بود
به طور غیرمعمولی بلا بود(!)
 
دلم را با مهارت کرد سرقت
ولی معلوم شد دخترنما بود!
***
 
 
عضو هيئت رييسه شوراي شهر تهران: با احداث تونل توحيد از پارك‌وي تا بهشت‌زهرا بدون چراغ قرمز طي مي‌شود.(ایرنا)
 
توی تهرون شده آسون رسیدن
شده آسون توی تهرون رسیدن

چه از این‌ور چه از اون‌ور به‌هرحال
شده آسون به قبرستون رسیدن!
***

 
ساخت خانه ‌گرداني كه نور خورشيد را دنبال مي‌كند.(ایسنا)
 
با اینکه ظاهرا مرد نبردیم
ولی مسکن هنوز پیدا نکردیم
 
خونه دنبال خورشید هی می‌گرده
ما هم دنبال خونه هی می‌گردیم!
*** 
 
بزرگترین پروژه بلیت هوشمند کشور در آستانه بهره‌برداری است.(مهر)
 
خوش و بی‌درد و شیرین مثل قندیم
بدون عیب و فارغ از گزندیم
 
ندارد هیچ عیبی هیچ چیزی
فقط لنگ بلیت هوشمندیم!
***

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 16:42  توسط مهدی استاداحمد  | 

ایام عزاداری آن معصوم است
دیری‌است به این طریقه‌ی مذموم است

اینجاست که گفته‌اند «مظلوم حسین»
در مجلس ختم خویش هم مظلوم است!
***
هر مسئله‌ی درشت و ریزی حل‌است
برخیز بیا! به این تمیزی حل‌است(!)

یک سال اگر گناه کردی، کردی
یک قطره اگر اشک بریزی حل‌است!
***
هی کوک مضامین نو و بکر بکن
هر روز رمان تازه‌ای ذکر بکن

یک عمر برای خلق خواندی روضه
یک بار به آنچه خوانده‌ای فکر بکن!
***
بی واهمه‌ای به روی منبر رفتن
پشتِ سر هم منبر دیگر رفتن...

افسانه برای خلق گفتن تا کی؟
تا کی شود از دست خدا در رفتن؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 23:57  توسط مهدی استاداحمد  |