تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

(این مطلب در آخرین شماره‌ی چلچراغ نیز قابل دسترسی است)

خریدی کرده خیلی غیرعادی
کشیده دسته‌چک‌های زیادی

لبش خندان، به چشمش برق امّید
به دستش فرم ِ طرح ِ اقتصادی!
***
پس از این می‌توان دل باخت نقدی
و فورا زندگی را ساخت نقدی

طلا و مسکن و مهریّه حل است
که سوبسید می‌شود پرداخت نقدی!
***
اگر در سفره‌ی من دانه باشد
در این خانه یکی هم‌خانه باشد

اگر «سوبسید» بگیری می‌رسد «یار»
از این رو نام آن «یارانه» باشد!
***
برو دنبال زن از نوع عقدی
که گردد بعد از این یارانه نقدی

نیابی قافیه جز عقد با نقد
اگر حتی شوی شاعر چو سعدی(!)
***
باید ببری سه کامیون رایانه
در منطقه‌ای به وسعت پایانه

از کیسه‌ی خلق خرجها باید کرد
تا اینکه برآورد شود یارانه...
***
شده Off کامپیوتر، برق رفته
دقیقا قبل Enter برق رفته

شود یارانه‌ها پرداخت قطعا
ولی در حال حاضر برق رفته...!
***

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:19  توسط مهدی استاداحمد  | 

 

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
                  

                               حل نمودیم به‌کل معضل بی‌کاری را!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:43  توسط مهدی استاداحمد  | 

نفت اومد تو سفره.../ کارتونی از جمال رحمتی 

نگو در خانه ی ما برق رفته
بگو در کل دنیا برق رفته

بکن یک لامپ را در خانه خاموش
نمی دانی که صد جا برق رفته ؟

تمام شهر از بالا به پاین
و از پایین به بالا برق رفته

نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته

خداوندا به کل شهروندان
بده «صبراً جمیلا» برق رفته !

اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته

ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته

رود مجنون که ups بیارد
سر میک آپ لیلا برق رفته

چو برقت می رود خوابت می آید(!)
لالا لالا لالالا برق رفته

پیامک می زنی: «meeting canceled»
ندا! سارا! سمیرا! برق رفته

فلانی در سخنرانیش می گفت:
«لذا ایضا لهذا برق رفته

نبودِ برق یک بحث جهانی است
همین الان اروپا برق رفته

به جان حضرت حافظ که چندی است
سمرقند و بخارا برق رفته...»

جواب بچه را بابا چنین داد:
نمی یابیم قاقا برق رفته

به جای قصه ی دارا و سارا
از این پس: آب بابا برق رفته

دعاهامان نمی گردند اجابت
مگر در عرش اعلا برق رفته؟!

«مسلمان نشنود کافر نبیند»
که حتی در کلیسا برق رفته!

«بیا تا دست یکدیگر بگیریم»
بیا کاری بکن تا برق رفته

فضا آرام و تاریک و رمانتیک
درست عین تو فیلما! برق رفته

و مردی با زنش می گفت هر شب
صدا کم کن که سیما برق رفته!

«مرا کیفیت چشم تو کافی است»
ولی افسوس! حالا برق رفته

«الا یا ایها الساقی ادر کـَ...»
که ناگه بین اجرا برق رفته!

اگر قدر انرژی را بدانیم
نمی بینیم فردا برق رفته

خودم اســراف کردم در همین شعر
بسی ور رفته ام با «برق رفته»

درون بیت بیتش آب بستم
و در مصرا به مصرا برق رفته!

دوباره ماند شعرم نیمه کاره
دوباره باز گویا برق رفته...


 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:26  توسط مهدی استاداحمد  |