از قصه و تحریف شدیم آکنده
از ما بــِگــُذر حسین جان شرمنده!
در هیات ما اگر بیایی یک شب
بی شک همه میشویم سر - افکنده!
***
ایام عزاداری آن معصوم است
دیریاست به این طریقهی مذموم است
اینجاست که گفتهاند «مظلوم حسین»
در مجلس ختم خویش هم مظلوم است...
***
هر مسئلهی درشت و ریزی حلاست
برخیز بیا! به این تمیزی حلاست(!)
یک سال اگر گناه کردی، کردی
یک قطره اگر اشک بریزی حلاست!
***
هی کوک مضامین نو و بکر بکن
هر روز رمان تازهای ذکر بکن
یک عمر برای خلق خواندی روضه
یک بار به آنچه خواندهای فکر بکن!
***
بی واهمهای به روی منبر رفتن
پشتِ سر هم منبر دیگر رفتن...
افسانه برای خلق گفتن تا کی؟
تا کی شود از دست خدا در رفتن؟!

