تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

وقتي مثلاً سيگار فـیلــتـر دارد
يا زلفِ بلند يار فـیلــتـر دارد

پاييز و زمستان به زمين مي‌تازند
همواره ولي بهار فـیلــتـر دارد

آرامش مرداب به هم مي‌ريزد
پس ريزش آبشار فـیلــتـر دارد

در مزرعه‌ها بنفشه، مريم، نرگس
هر چيز به غير خار فـیلــتـر دارد

آزاد بوَد سيب‌زميني اما
بــِه، گوجه‌ی سبز، انار فـیلــتـر دارد

(تردید ندارم که نخواهد رویید
حالا برو هی بکار... فـیلــتـر دارد!)

در پخش خبر كلاغها آزادند
تا پاسخ ِ قارقار فـیلــتـر دارد

با معضل فـیلــتـرينگ بايد خو كرد
وقتي همه روزگار فـیلــتـر دارد
***

[ابيات زيادي كه نوشتم شد حذف
اين شعر ِ ادامه‌دار فـیلــتـر دارد...]

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:10  توسط مهدی استاداحمد  | 


کی شعر تر انگیزد شاعر که حزین باشد
اما چه کند وقتی او حرفه‌اش این باشد...
-------------



در خیابان کمی کتک خوردی
نشِکستی ولی ترک خوردی

بسته‌ی چیپس توی دستت بود
ناگهان از دو جا پفک خوردی

یک عدد چوب توی هفتم تیر
دو عدد میله در ونک خوردی

سه عدد چیز نیز شکل چماق
مثل یک جور بیلبیلک خوردی...
***
می‌رسی پای جعبه‌ی جادو
تا ببینی چقدر چک خوردی

پخش اخبار می‌شود آغاز
تازه فهمیده‌ای کلک خوردی

رفته بودی اراذل و اوباش(!)
سگ بغل کرده، آیس‌پک خوردی

عربده می‌کشیده‌ای از بس
چیز بدتر از ایستک خوردی

تازه یک عده را کتک زده‌ای
گول اخبار قاصدک خوردی...
***
کار دنیا همیشه برعکس است
زده‌ای منتها کتک خوردی...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 23:1  توسط مهدی استاداحمد  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:46  توسط مهدی استاداحمد  | 

یه بار ِ دیگه بحث انتخابات
هزار جور ائتلاف و انشعابات

باز دوباره تو کوچه و خیابون
به جای بحثِ داغ ِ لیلی- مجنون

تمام بحثا سر انتخابه
قلب همه واسه همین کبابه

بحث همه تو مترو و تو تاکسی
کاسب و کارمند و مدیر و واکسی

ماشین‌فروش و شاطر و پنبه‌زن
حمومی و دلال ِ وام مسکن

دعا نویس و گلفروش و معمار
خلاصه حتی آدمای بیکار!

تو انتخابه کل فکر و ذکرا
برای رایه کل ذکر و فکرا

خلاصه تو جنوب باشی یا شمال
صحبت رای دادنه به هر حال

بنده می‌گم به موسوی می‌دم رای
برای رای آوردنش دارم سعی!

درسته که یه دوره دیر اومده
بازم دمش گرم آقا میر اومده!

20ساله که نشسته توی خونه
کشیده نقاشیه دونه دونه!

کاغذ و آبرنگ و قلم خریده
نمی‌دونی چه نقشه‌ها کشیده...!

یکی دیگه عاشق کروبیه
می‌گه: آقا صادقه کروبیه

همیشه از دروغ دس می‌کشه
میون ِ صحبتاش نفس می‌کشه!

می‌گه: آقاکروبی مردِ مرده
اکثر وقتا فاتح نبرده...

یکی دیگه عشق ِ داداش محسنه
آخه خودش اسم باباش محسنه(!)

می‌گه: جناب محسن رضایی
کاندیداس از دوره‌ی راهنمایی!

همیشه هی حرفای خوب می‌زنه
تمام مشکلاتو چوب می‌زنه

اما کیه که اونو درکش کنه
حیفه آدم بیخودی ترکش کنه...

یکی دیگه می‌گه به اون می‌دم رای
که چارساله نموده! کوشش و سعی

تمام مفسدینُ کرده داغون!
دائما آمار میاره برامون!

همیشه توی جاده‌ها می‌کوبه
یه روز شماله و یه روز جنوبه!

آخر ِ فهم و تجربه‌س، اصولا
توی سفر آدما پخته می‌شن!

اگر مخالف چنین اصولی
تو هم از این بچه‌های سوسولی...!

بحثِ تو و او و منه خلاصه
صحبت رای دادنه خلاصه

تو انتخابه کل فکر و ذکرا
برای رایه کل ذکر و فکرا

بحث همه تو مترو و تو تاکسی
کاسب و کارمند و مدیر و واکسی...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 8:36  توسط مهدی استاداحمد  | 

رای‌ها را شکار باید کرد
و به آن افتخار باید کرد

چونکه انسان رسد به سن بلوغ
انتخاباتِ یار باید کرد!

ارزش خواستگار بسیار است
خواهش از خواستگار باید کرد

گرچه مخفی‌است رای، پیش نگار
رای را آشکار باید کرد!

وقت رفتن سر قرار نخست
چهره را بیقرار باید کرد

خودِ معشوق می‌شود عاشق
گر بدانی چه‌کار باید کرد(!)

البته شغل نیز مسئله‌ای‌است
فکر یک جور کار باید کرد

حداکثر نبود صبحانه
فکر شام و ناهار باید کرد!

ابتدا فکر حفر چاه عمیق
قبل قطع منار باید باید کرد

البته ازدواج دشوار است
واقعا انتحار باید کرد! 

سفره‌ی عقد مملو از نفت است!
دوری از انفجار باید کرد

سبزه‌ها را گره نزن من بعد
کشت و زرع ِ چنار باید کرد!

انتخاباتِ یار آسان نیست
کوشش بی‌شمار باید کرد

جملات قصار باید گفت
طرح چندین شعار باید کرد
***
انتخابات سخت نزدیک است
رای‌ها را شکار باید کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 10:57  توسط مهدی استاداحمد  |